92 هم آمد....

به نام خدا


      
  سال نو را خدمت همه ی دوستان گلم تبریک عرض میکنم
.

لحضات پایانی سال 91

                                به نام اون خدایی که کریمه/ونتون مهربونتر من ندیمه



                 
سلام دوستای گلم،چیزی زیادی به پایان سال و تحویل سال نو نمونده،امیدوارم سال خوب و پر از برکت و موفقیت و سلامتی داشته باشید،

                                                   
خدایا ،تو سال جدید همه ی مریضا رو شفا عنایت فرما
                                                      
                          خدایا ،اونایی که آرزو دارن و به آرزوشون برسون
                   
                                         خدایا،نذار تو این سال جدید دل کسی بشکنه

سالی که گذشت به روایت خودم.....

به نام خدا


                           

سلام دوستای گلم،تو این پستم میخوام کارهای که در سال 91 انجام داده ام را براتون بنویسم.

اول اینکه من درست در روز سال تحویل 91 روز آماده در یگان بودم،ولی پاسبخش منو ساعاتی فرستاد،ولی من رفتم خونه بهش زنگ زدم گفتم نمیتونم بیام،اونم قبول کرد،واقعا آدم باحالی بود ،دوسش دارم.

روز سیزده بدر هم آماده بودم،بازم همون پاسبخش منو ساعاتی فرستاد اومدم خونه،انروز اصلا تو پادگان نیرو نبود،من بودم بیرون خسته ،باید شب بر میگشتم پادگان،زنگ زدم به پاسبخشمون،گفت باید بیایی ،گفت اصلا نیرو نداریم ،بنده خدا راست هم میگفت،اونایی که پارتی داشتن همشون مرخصی گرفتن ،منم پارتی داشتم اما رو ننداختم،خلاصه شبش رفتم پادگان ،10 تا 12 شب،4 تا 6 صبح پست دادم.

من یا برجک پست میدادم یا محوطه،هر چی خدمتم بالاتر میرفت برجک کمتر پست میدادم،من بعضی از وقت ها 24 *24 بودم،یعنی 24 ساعت بودم پادگان 24 ساعت بودم خونه،بعضی وقت ها 72 بودم بادگان یعنی 72 ساعت کامل نه یه روز پست بودم یه روز آماده یه روز سوم پست و روز 4 استراحت که استراحت در اصل 24 ساعته ولی اونا ما رو دیرتر می فرستادن چون باید متهم میبردیم دادگاه،عموم فرمانده ی سابق فرمانده ی یگان ما بود،زنگ زد بهش که منو اداری کنه،آقا این فرمانده یگان کار همه رو میرسید الا من،هر سری میرفتم پیشش میگفت باشه چشم،تا اینکه 11 ماه خدمت بودم 6 تیر داشتم تو افسر نگهبانی با کامپیوتر کار میکردم،فرمانده قرارگامون گفت :آفا کامپبوتر بلدی،گفتم آره ،گفت معاون سرباز میخواد که کامپیوتر وارد باشه،خلاصه منو فرستاد اونجا مسئول آمار رایانه از من تست گرفت البته یکی از آشناهامون هم که کارمند اونجا بود واسم سند گذاشت،یعنی اینکه پارتی من شد،و من وارد سالن اداری شدم،هم سرباز معاون اداری بودم هم سرباز فرهنگی که هر دو تو یه اتاق بودن،من کارم عکس گرفتن و فیلم گرفتن و کامپیوتر و ... بود و کلا آچا فرانسه بودم ،کار همه رو میرسیدم،از گاگزینی بگیر تا مالی،اجرای احکام،دبیر خانه،بایگانی،مددکاری،و....
حالا بماند تو این مدت که اداری بودم دو بار منو انداختن بیرون دوباره منو آوردن و چه بلاهایی سرم آوردن و سرم اومد که از اداری شدنم پشیمون شدم،ولی چاره ای نبود ،مجبور بودم وایم ،چون اداری بودم بیشتر بعداظهر ها رو میرفتم خونه میتونستم به کارام و تمرین یا برنامه داریم برسم خلاصه اینم گذشت،حتی رضا رویگری بازیگر مطرح سینما و تلویزیون و بردم تو زندان و برای زندانیان برنامه اجرا کرد،با آقای رویگری سر ظبط سریال (راهی به سوی ستاره)بودیم که بهشون گفتم که من سرباز زندانم و ازشون دعوت کردم که تشریف بیارن اداره زندان،و آقای رویگری با روی باز پذیرفتند و اودن زندان.

خلاصه اینکه از اوایل بهمن اومدم پایان دوره و 18 /91/11 خدمتم به پایان رسید و چند روز بعدش رفتم تسویه حساب و الان منتظر کارتم....خدایا شکرت که خدمتم به خیر گذشت.

در مورد کارام باید خدمتون عرض کنم که تابستان داشتیم یک کار کودک به نام(دهکده دوستی)را تمرین می کردیم که کار کنسل شد،و بعد اونم که من با بچه های که در آموزشگاه سینمایی که من اونجا هستم ،دوره ی بازیگرشون که تموم شد باهاشون داشتیم تئاتر کار میکردیم که 4 تا کار بود که من دستیار کارگردان بودم به نام های نمایش های کوتاه 1-ایستگاه راه آهن/2-دوربین لایکا/3-کباب غاز/4-کلاه فروشی


بعد اونم 2 تا نمایش کوتاه دگه کار کردم که (مدیر صحنه) بودم.به نام 1-مهمان ماه و بغض خفته.


بعد اونها هم خودم یه نمایش رو بازی کردم که در 28 و 29 بهمن امسال در جشنواره درون گروهی تئاتر(گمان)به سر پرستی(عباس میار) به روی صحنه بردم به نام (ابلهان)به کارگردانی مرضیه قدرتی.

نمایش (ماجرای خوش آن شب) مدیر صحنه بودم و نمایش چرت و پرت،مسئول لباس.


و اسفند 91 هم دومین همایش درون گروهی(گمان) را برگزار کردیم و اینبار برای نوجوانان این عرصه که من در کارهای جوجه ی ماجرا جو و تاوان(مدیر صحنه)بودم و در نمایش (آن روی سکه)دستیار کارگردان بودم.

یادم رفت اینو بگم دی ماه یه مستند برای شبکه مازندران کار کردم به نام(رسم عاشقی)به کارگردانی (عباس میار)که بنده(مدیر تولید)بودم.

وای یادم رفت چند تا دیگه رو بنویسم،1 اینکه از آذر خونه ی ما لوکیشن سریال(راهی به سوی ستاره)به کارگردانی بیژن شیر مرز بوده که در لوکیشنی که در خانه ما بود ،بیتا سحر خیز،مائده طهماسبی ،نسیم رحیم پور و...بازی داشتند،لوکیشن دومشون هم منزل عموم بود که رضا رویگری بازی داشتند.در این سریال داداشم آقا مهدی که اولین آلبومشم چند روزه که داده بیرون دستیار صحنه در این سریال بوده که قبل این سریال یه نمایش را به اجرا برده بود.این سریال قراره از اردیبهشت 92 از شبکه ی مازندران مهمان خانه های مازندرانی ها بشه.

مورد دوم این که دی ماه از طرف آموزشگاه سینمایی ما برای سریال (پایتخت 2)به کارگردانی (سیروس مقدم) هنرور میدادیم ،که بنده هم جزو هنروران بودم.

خلاصه سال 91 با همه ی بدی ها و خوبی هاش گذشت،امیدوارم سال جدید سال پر از موفقیت و سلامتی برای همه ی مردم عزیز ایران باشه.

                                   
     ممنونم که این پست و کامل خوندی.

بهار داره می آد.....

به نام آفرییننده ی زیبایی ها



مژده ای دل که دگرباره بهار آمده است

خوش خرامیده و با حسن و وقار آمده است

به تو ای باد صبا می دهمت پیغامی

این پیامی است که از دوست به یار آمده است

شاد باشید در این عید و در این سال جدید

آرزویی است که از دوست به یار آمده است . . .

   آقا نمیایی؟                                                                                     

                                                   به نام خدا

در وادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب میگردد، کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟ خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

Normal 0 false false false EN-US X-NONE FA تعجیل در ظهور آقا صلوات

دومین همایش درون گروهی تئاتر گمان

به نام آفریننده ی قلب ها

سلام عرض میکنم خدمت شما دوستان عزیز-امیدوارم حالتون خوب باشه-عیدم که نزدیکه-شما هم در تکاپوی

خرید عید هستید-این چند روز مونده به عید واقعا بوی عید میده-اصلا یه حال و هوای خاصی داره-من که خیلی ا
ین حال و هوا رو دوست دارم.

بازم پیشاپیش عید نوروز  92رو خدمت همه ی دوستان گلم تبریک عرض میکنم-امیدوارم سال خوب و پر از برکتی

داشته باشد.


                             

دومین همایش درون گروهی تئاتر(گمان)با حضور 3 گروه نوجوان امروز در قائمشهر برگزار می شود.

این نمایش ها عبارت اند از :

جوجه ی ماجراجو:بازیگران-هستی محمودیان-نامی رحیمی-حسام خناری نژاد-پرنیان دفتری- فاطمه

جعفری-کیما قلی پور-مریم رحمانپور

عوامل: نویسنده:عباس میار-کارگردان:اصغر میار-دستیارکارگردان:پویا دستگیران- -منشی صحنه:الهام اکبرزاده-

بازیگردان:حدیث میار-مدیر صحنه :سید اسماعیل حسینی

نور:بهادر عبداللهی -طراح دکور:میثم میار-موسیقی:فاطمه زهرا غفاری-گریم:سمانه میار-افکت:سید کاظم

رضویی-طراح بروشور:عارف روحی-عکاس:سیده سمانه حسینی


تاوان:بازیگران:یگانه محمدی-ساغرمدانلو-شقایق کاظمی-یاسمن قنبری-نرجس بهروشیان-راحیل قنبری-ساغر

طالبی.

عوامل: نویسنده:یگانه محمدی-کارگردان:حدیث میار-دستیارکارگردان:اصغر میار- -منشی صحنه:الهام اکبرزاده-

بازیگردان:میثم میار-مدیر صحنه :سید اسماعیل حسینی

نور:بهادر عبداللهی -طراح دکور:سید کاظم رضوی-طراح بروشور:عارف روحی-عکاس:سیده سمانه حسینی

آن روی سکه:بازیگران:سارینا جعفرزاده-مرضیه عربعلی-کوثر قبادی-کیمیا قلی پور-

عوامل: نویسنده:مرضیه قدرتی-کارگردان:حدیث میار-دستیارکارگردان:سید اسماعیل حسینی-

مشاورکارگردان:اصغرمیار-منشی صحنه:بهادر عبداللهی-بازیگردان:مصطفی ساریخان-مدیر صحنه :میثم میار

نور:سید کاظم رضوی-طراح بروشور:عارف روحی-عکاس:سیده سمانه حسینی


زمان همایش:91/12/24 ساعت:16:00

مکان:قائمشهر -کوچکسرا-500 متر بعد از زیرگذر-مجتمع فرهنگی هنری (حر
)

نوروز 92 مبارک

 به نام خالق زیبایی ها


          



سلام به همه ی دوستای عزیزم-پیشاپیش عید نوروز 92 را خدمت همه ی شما تبریک عرض میکنم و امیدوارم سال خوب و خوش پر از موفقیت و پر از برکت داشته باشید.

بیشتر شما از دوستان برای مسافرت نوروزیی دارید برنامه ریزی میکنید-مسافرت خیلی خوبه-روحیه ی آدم عوض میشه-من که عید 91 بودم پادگان -البته روز اول عید بودم در کنار خانواده-ولی به لطف خدا خدمتم 18 بهمن 91 تموم شده و تونستم به کمک اوس کریم این آیتم از زندگی رو پشت سر بذارم.

خب میخوام به شما دوستان گلم برای مسافرت های نوروزی خطه ی سر سبز(مازندران)را پیشنهاد بدم.که حتما خیلی از شماها بارها به مازندران اومدین و میدونید چه جاهای زیبایی داره.
             
               
از این رو من براتون تو ادامه مطلب جاهای زیبای مازندران را گذاشتم که اگه اومدید به مازندران حتما سر بزنید.

ادامه نوشته

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیومدی....

                                          به نام خداوند بخشنده و مهربان

                                  v313_images.jpg                          

در وادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب میگردد، کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟ خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

 

                                                              الهم عجل لولیک الفرج

آسا آمد......

به نام خدا

سلام دوستای گلم-وبلاگ سینمایی(( آسا)) بعد از مدت ها دوباره برگشته-یه سر بزنین ضرر نمیکنین.

                 http://www.asafilm.blogfa.com

           c2194_fv.jpg

گورخرها به صحنه می آید!!!

به نام خدا

سلام دوستای گلم،و یه سلام ویژه به اونهایی که به هنر و هنرمند علاقمند هستند،یه خبر خوش برای اهالی هنر تئاتر و مردم قائمشهر،نمایش کمدی کلاسیک (گورخرها) کاری از گروه تئاتر سایه از دیشب ۱۲/۱۲/۹۱ الی ۲۱/۱۲/۹۱به مدت ده شب از ساعت ۱۸در سالن آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی هنری حر در قائمشهر به اجرا در آمد،نمایش خوبیه توصیه میکنم که حتما برید و نمایشو ببینید .

نویسنده و کارگردان این نمایش دوست عزیزم(حامد کریمی)می باشد،از همین جا به حامد و بچه های نمایش خسته نباشد و خداقوت میگم.

t4371__.jpg

بازیگران این نمایش عبارت اند از:عادل فرمانبردار-اسماعیل صالحی تبار-محمد حسین بقایی-حامد کریمی

عوامل:دراماتورژ:ندا کریمی-منشی و مدیر صحنه:نسیم رحیم پور-مشاور کارگردان:فرهاد بلبلی بشمنی-موسیقی:نیما کریمی-طراح نور:سمیرا صباغان-عوامل فنی صحنه:مصطفی تبریزیان-پیام بهاری-الله لواسانی-مهسا امیری-ساخت دکور:مصطفی تبریزیان-کاریکاتوریست و عکاس:الهه لواسانی-طراح صحنه،دکور و لباس:حامد کریمی-طراح پوستر و بروشور(گرافیک):سمیرا صباغان-نیما کریمی سرپرست گروه:رجبعلی فلاح.

آدرس:قائمشهر-کوچکسرا -۲۰۰ متر بعد از زیر گذر-مجتمع فرهنگی هنری حر

ساعت اجرا:۱۸

 

کی ظهورت را میبینم...!!!؟؟؟

                                                               به نام الله

مثل همیشه منتظرم آه می کشم/چون انتظاریوسف ازاین چاه می کشم/نادیده عاشقت شده ام مثل کودکان/عکس توراشبیه به یک ماه می کشم/جای گلایه نیست که دوری گزیده ای/هرچه می کشم ازدل گمراه می کشم

                                 اللهم عجل الولیک الفرج

عباس میار و فریبرز قبادی

                                                             به نام خدا

سلام دوستای گلم،این عکس ها ی دوستای عزیزم بازیگران سریال (بوی خاک خیس)به کارگردانی مهران کاکوئی هست.امشب آخرین قسمت این سریال پخش شده و تکرار سریال فردا بعداظهر ساعت 1 از شبکه مازندران پخش خواهد شد.این عکس هایی هم که دارید می بینید برای سریال (مزرعه زندگی )به کارگردانی محمد آهنگری هست،که هم عباس میار و هم فریبرز قبادی در اون سریال به ایفای نقش پرداختند.لازم به ذکر است که عباس میار در سریال (مزرعه زندگی)در دو نقش بازی کردند.در سریال (بوی خاک خیس)هم نقش حمید را بازی می کردند.فریبرز قبادی هم در بوی خاک خیس در نقش اسماعیل بازی می کرد.واقعا هنرمندانی مثل عباس میار دارن حیف میشن،نمیخوام حالا چون با هم داریم کار میکنیم ازش تعریف کنم ولی خدایی مغزش پره سوادش بالاهه .هچین کسایی تو مازندران خیلی کمه.عباس میار الان باید جایگاهش بیشتر از اونی که هست باشه.......


 

       عباس میار و فریبرز قبادی در سریال (مزرعه زندگی)

                                                          

                                                                    عباس میار در سریال (مزرعه زندگی)


                                                                  

فریبرز قبادی                                     

                    

                                               

اینم اسی استار

                                                                به نام خدا


آقا جون بیا دیگه.....خسته ام از انتظار

                                                   به نام اونی که همیشه بیادمونه

 

بیا که لحظه لحظه ام انتظار می شود

دلم برای دیدنت بی قرار می شود

تمام هستی ام شده اسیر عشق پاک تو

بی تو هر لحظه دلم جریحه دار می شود . . .

یا صاحب الزمان ادرکنی